
یادداشت سردبیر؛ انتظار برای یک پاسخ قطعی، نهتنها در فضای سیاسی بلکه در حوزههای اقتصادی نیز افکار عمومی ایران، منطقه و جهان را درگیر کرده است. در این زمینه، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد که هرکدام بر اساس شواهد، تجربیات و روانشناسی سیاستهای اقتصادی ترامپ شکل گرفتهاند.
دیدگاه نخست، که رسانههای غربی و اسرائیلی به شدت آن را تبلیغ میکنند، بر این فرض استوار است که حضور بمبافکنها و ناوهای آمریکایی در پایگاه دیگو گارسیا و افزایش مستمر توان نظامی واشنگتن در این منطقه، نمیتواند بیهدف یا بدون برنامهریزی قبلی باشد. بر این اساس، آمریکا و اسرائیل در حال اجرای سناریوی همزمانی هستند که شامل ارسال نامه ترامپ، تشدید تهدیدها و در نهایت، زمینهسازی برای یک جنگ در منطقه است.
در مقابل، دیدگاه دوم بر این باور است که ترامپ، همانطور که در گذشته نشان داده، تمایلی به ورود به جنگهای پرهزینه ندارد و ترجیح میدهد از نمایش قدرت برای تحقق اهدافش بهره ببرد.آخرین اخبار منتشر شده از مقامهای آمریکایی به روایت اکسیوس این تحلیل را برجسته میکند. اکسیوس به نقل از مقامهای کاخ سفید گزارش داده، ترامپ در حال بررسی جدی مذاکره مستقیم با ایران است، در عین حال گزینه افزایش توان نظامی در منطقه را دنبال میکند. در این چارچوب، تحلیل برخی مقامات ارشد ایران نیز احتمال درگیری نظامی را ضعیف ارزیابی میکند.
با این حال، همچنان عوامل متعددی وجود دارند که میتوانند در تعیین مسیر نهایی این تقابل نقش داشته باشند.
هراس کشورهای منطقه از یک درگیری تمامعیار
ترامپ و تیم نظامی او برای حمله به تأسیسات اتمی ایران با چند مانع بزرگ روبهرو هستند. مهمترین این موانع را باید در دلهره و ترس کشورهای عربی منطقه از جنگ جستوجو کرد.
چنانکه ایران بارها تأکید کرده، هرگونه حمله نظامی به تأسیسات هستهای ایران میتواند فاجعهبار باشد و تهران را ناگزیر به پاسخی کند که تمام پایگاههای نظامی آمریکا و کشورهای میزبان این پایگاهها را در برگیرد.
این نگرانی از سال گذشته، با هشدارهای وزیر خارجه قطر، شدت بیشتری یافته است. شیخ محمد بن عبدالرحمن بن جاسم آل ثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر، اسفندماه گذشته هشدار داد که هرگونه حمله به تأسیسات هستهای ایران، کشورهای منطقه را با بحران شدید آبی مواجه خواهد کرد. این در حالی است که ماجرا تنها به مشکلات زیستمحیطی ختم نمیشود، بلکه واکنش احتمالی ایران نیز از دغدغههای اصلی کشورهای عربی است.
سردار حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، در روز عید فطر در پاسخ به پرسشی درباره تهدیدهای نظامی آمریکا گفت: «آمریکاییها حداقل 10 پایگاه نظامی و 50 هزار نیرو در منطقه دارند و کسی که در اتاق شیشهای نشسته، سنگ پرتاب نمیکند.» این سخنان نشان میدهد که دغدغه کشورهای منطقه درباره هرگونه درگیری نظامی، بر اساس واقعیتهای مخاطرهآمیزی است که پیشبینی کردهاند.
در همین راستا، شبکه آی ۲۴ اسرائیل گزارش داد که عربستان، قطر و کویت بهطور محرمانه به تهران اطلاع دادهاند که به آمریکا اجازه نخواهند داد از پایگاههای هوایی آنها برای حمله به ایران استفاده کند. در این گزارش همچنین آمده است که عربستان و کویت به ایران اطمینان دادهاند که این ممنوعیت شامل سوخترسانی یا همکاری با هواپیماهای شناسایی آمریکا نیز میشود.
این نگرانیها زمانی پررنگتر میشود که بدانیم بسیاری از کشورهای منطقه، چه در تأمین انرژی جهان و چه در حوزه شراکت اقتصادی با آمریکا، از اولویتهای ترامپ محسوب میشوند. هرگونه اختلال در روند معمول مراودات اقتصادی و سیاسی، میتواند موازنه فعلی را تغییر داده و شوکهای بینالمللی ایجاد کند.
واکنشهای بینالمللی به تهدید ترامپ
یکی از تحلیلها درباره افزایش حضور نظامی آمریکا در پایگاه دیگو گارسیا این است که واشنگتن تلاش دارد با افزایش تهدیدهای نظامی، ایران را به عقبنشینی از مواضع خود وادار کند یا در مذاکرات احتمالی امتیازات بیشتری به دست آورد.
از سوی دیگر، این رویکرد میتواند تلاشی برای جلب افکار عمومی و سنجش امکان عملیاتی کردن تهدیدهای نظامی باشد. اما این مسئله از سوی تهران و حتی کشورهای اروپایی، چین و روسیه با واکنشهای متفاوتی روبهرو شده است.
پس از علنی شدن تهدیدهای ترامپ، که در آن برای نخستین بار از واژه «بمباران ایران» استفاده شد، دستگاه سیاست خارجی ایران در ۱۱ فروردینماه، سرپرست سفارت سوئیس را در غیاب سفیر این کشور، بهعنوان حافظ منافع آمریکا، احضار کرد.
در این دیدار، مدیرکل آمریکای وزارت امور خارجه ایران، ضمن محکوم کردن اظهارات تنشزا و خلاف حقوق بینالملل ترامپ، یادداشت رسمی هشدار ایران را ابلاغ کرد.
همزمان، نماینده دائم ایران در سازمان ملل از شکایت تهران از واشنگتن به شورای امنیت سازمان ملل خبر داد. در این اعتراض، ایران از شورای امنیت خواست تا تهدیدهای رئیسجمهور آمریکا را بهعنوان نقض حقوق بینالملل و منشور ملل متحد محکوم کند و از ایالات متحده بخواهد که به تعهدات حقوقی خود پایبند باشد.
پس از اقدام دیپلماتیک ایران، مواضع برخی کشورها نشان داد که ترامپ در همسو کردن دیدگاههای بینالمللی و ایجاد ضرورتهای سیاسی برای حمله به تأسیسات ایران، در وهله اول ناکام بوده است. چین در بیانیهای با تأکید بر اهمیت دیپلماسی در حل مسئله هستهای ایران، هشدار داد که هرگونه تشدید تنش میتواند پیامدهای خطرناکی به همراه داشته باشد.
سرگئی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه، در مصاحبهای با نشریه "International Affairs"، که بخشهایی از آن روز سهشنبه منتشر شد، اظهار داشت: «تهدیدها و ضربالاجلهایی شنیده میشود. ما چنین روشهایی را نامناسب میدانیم، آنها را محکوم میکنیم و معتقدیم که این رویکرد، تلاشی برای تحمیل اراده آمریکا بر ایران است.» وی تأکید کرد: «پیامدهای این مسئله، بهویژه اگر حملات به زیرساختهای هستهای ایران انجام شود، میتواند برای کل منطقه فاجعهبار باشد. روسیه آماده است تا خدمات خود را به واشنگتن، تهران و سایر طرفهای ذینفع ارائه دهد.»
در سوی دیگر، موضعگیری اروپا، که پیشتر با سکوت و نظارهگری همراه بود، تغییرات اولیهای را نشان داد. انور العونی، سخنگوی کمیسیون اروپا، در واکنش به تهدید اخیر رئیسجمهور آمریکا گفت: «در موضوع هستهای ایران، هیچ جایگزینی برای راهحل دیپلماتیک وجود ندارد. اتحادیه اروپا از مسیر گفتوگو حمایت میکند.»
معادلات پیچیده قدرت زیر سایه آیندهنگری
برآیند تحولات فعلی نشان میدهد که تهدیدهای ترامپ، صرفنظر از میزان عملیاتی بودن آنها، در بستری پیچیده از ملاحظات نظامی، سیاسی، اقتصادی و بینالمللی قرار دارند. این تهدیدها را نمیتوان صرفاً به اراده یکجانبه واشنگتن تقلیل داد.
از منظر نظامی، هرگونه اقدام ایالات متحده علیه ایران با ریسکهای راهبردی و عملیاتی قابلتوجهی همراه است. حضور دهها هزار نیروی آمریکایی در منطقه و پایگاههای متعدد آنها، که در معرض پاسخهای تلافیجویانه قرار دارند، بههمراه تهدیدهای محیطی، از جمله پیامدهای یک درگیری گسترده، همگی عواملی هستند که در محاسبات سیاستگذاران آمریکایی نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد.
گزارشها مبنی بر عدم همراهی کشورهای عربی منطقه با طرحهای احتمالی آمریکا نیز نشان میدهد که واشنگتن، برخلاف دورههای پیشین، از همراهی همیشگی برخی متحدان منطقهای خود بیبهره است.
در عرصه دیپلماتیک، واکنشهای بینالمللی به تهدیدهای ترامپ، تصویری روشنتر از معادله قدرت در این بحران ارائه میدهد. اتحادیه اروپا، چین و روسیه، که هر یک منافع مستقیمی در ثبات خاورمیانه دارند، ضمن محکومیت اظهارات تهاجمی آمریکا، بر راهحلهای سیاسی تأکید کردهاند.
این واکنشها نشان میدهد که دولت ترامپ برای متقاعد کردن دیگر بازیگران جهانی جهت همراهی با خود، با چالشهای جدی روبهرو است. در فضای داخلی آمریکا نیز این سیاست تهاجمی میتواند پیامدهای ناخواستهای بر موازنه سیاسی این کشور داشته باشد.
در نهایت، راهبرد ایران در قبال تهدیدهای ترامپ ترکیبی از بازدارندگی فعال و دیپلماسی است.
از یک سو، مقامات نظامی ایران با تأکید بر توانمندیهای دفاعی و قابلیتهای تلافیجویانه، این پیام را به واشنگتن ارسال کردهاند که هرگونه اقدام نظامی هزینههای سنگینی برای آمریکا و متحدانش در پی خواهد داشت. از سوی دیگر، ایران با فعالسازی دیپلماسی چندجانبه، تلاش کرده است تا در سطح جهانی روایتی مبتنی بر مقاومت مشروع و التزام به قوانین بینالمللی ارائه دهد.
با درنظر گرفتن این ملاحظات، میتوان گفت که هرچند تهدیدهای ترامپ فضای تنش و ابهام ایجاد کرده است، اما واقعیتهای میدانی و واکنشهای بینالمللی نشان میدهد که احتمال یک درگیری تمامعیار همچنان پایین است. در این میان، آنچه تعیینکننده خواهد بود، نهتنها اقدامات تهران و واشنگتن، بلکه معادلات قدرت در سطح منطقهای و جهانی است که سرنوشت این بحران را رقم خواهد زد.
انتهای پیام/